یکی از نیازهای اولیه و اساسی بشر برای زندگی مطلوب و رسیدن به کمال و سعادت، برخورداری از امنیت در ابعاد و انواع مختلف آن از قبیل امنیت و آسایش روحی و روانی، جسمی، اجتماعی، اقتصادی و غیره است، تا در پرتو آن بتواند آرامش پیدا کند و در راه سعادت و تکامل خود قدم بردارد به این ترتیب هرچه پایگاه اقتصادی - اجتماعی افراد در یک جامعه افزایش یابد، امکان دستیابی آنها به امکانات و خدمات مختلف آموزشی، بهداشتی، رفاهی و غیره نیز افزایش می یابد و در نتیجه احساس تعلق و خشنودی نسبت به جامعه داشته و دلبستگی میان آنها تقویت خواهد شد.
به عکس اگر احساس تعلق افراد جامعه با احساس رضایت از زندگی در جامعه توأم نشود، به تدریج همبستگی نیز نقصان می یابد. پس هر چه احساس فرد از زندگی رضامندانه تر باشد، به همان میزان نیز احساس امنیت را تجربه خواهد کرد و قادر به تولید آن نیز خواهد بود.
معلمان عنصر کلیدی موفقیت نظام آموزش و پرورش به شمار می آیند و دانشگاه فرهنگیان متولی تربیت معلمان است. توصیفی روشن از شایستگی های معلمی و تأمل بر آن می تواند مقدمه ای برای ورود به مدیریت و رهبری سازمانی، برنامه های درسی تربیت معلم و خلق آن متناسب با فرهنگ سازمانی در دانشگاه فرهنگیان باشد.
در شرایطی که انتخاب شغل بخاطر وضعیت نظام اقتصادی و بیکاری نسبتا چشمگیر سخت تر شده، معلم شدن به عنوان یک مسیر خاص نیازمند توجه ویژه ای است. از یک جهت این مسیر از طریق دانشگاه فرهنگیان مسیر نسبتا مطمئنی برای جوانان نسبتا سرآمد برای اشتغال است و از طرف دیگر همین مسیر ممکن است خط پایانی بر آرزوهای برخی از جوانان در رسیدن به موقعیت های خوب اقتصادی باشد.
در زمینه ورود به معلمی عوامل متعددی موثر هستند که یکی از عوامل مذکور موقعیت خانوادگی بویژه موقعیت شغلی والدین است. بخش مهمی از ورودی های دانشگاه فرهنگیان را فرزندان خانواده هایی تشکیل می دهند که حداقل عضوی از خانواده معلم هستند و حداقل بخشی باور دارند معلمی در خانواده آنها شغلی موروثی است. دانشجویان مورد مطالعه این تحقیق از بین دانشجویان پردیس علامه طباطبائی اردبیل که حداقل یکی از اعضای درجه یک خانواده (پدر، مادر، برادر، خواهر) فرهنگی بوده اند انتخاب شده و روایت آنها مورد تحلیل مضمونی قرار گرفته است.
یافته های تحقیق نشان میدهد دانشجویان مذکور تحت تاثیر تجربیات دوره کودکی، احرام عمومی به معلان، شیوه زندگی والدین، احساس مسئولیت والدین، تشویق های والدین و خانواده، و انتظارات دیگران در انتخاب شغل معلمی قرار گرفته اند.
قصد این پژوهش بررسی شیوه های کم کردن نارسانویسی املای دانش آموزان در کلاس سوم ابتدایی می باشد. با توجه به اینکه آموزش پژوه در مشاهدات خود و بررسی های انجام گرفته از دانش آموزان دارای ضعف در املا به این نتیجه رسید که یکی از دانش آموزان کلاس خود نیز دارای مشکل افت تحصیلی در درسی مثل املا است، لذا تصمیماتی اتخاذ شد تا بر اساس آن راهکارهایی انتخاب شود که با آن ها بتوان این مشکل را رفع کرد.
بیشتر این راهکارها بر لزوم توجه به دانش آموز، استفاده از تشویق برای ایجاد روحیه ی مثبت در وی، لزوم آگاهی دهی به خانواده ی دانش آموز برای رفع مشکل در خارج از محیط آموزشی و راهکارهای درمانی دیگر متناسب با سن دانش آموز، متمرکز بودند. با توجه به شواهد به دست آمده از اجرای مراحل رفع مشکل افت تحصیلی و به دنبال آن عدم اعتماد به نفس و اضطراب شدید، راهکارهای انتخابی نتایجی مثبت به همراه داشت و توانست مشکل دانش آموز را تا حدودی رفع کند.
پروژه ی آموزش پژوهی حاضر در جهت بررسی علل افت تحصیلی و مشکلات نوشتاری دانش آموزان در درس املا انجام گرفته است. عدم اعتماد به نفس، اضطراب و مشکلات خانوادگی از عواملی است که گریبان گیر بسیاری از افراد جامعه است. بروز این مشکل علل و عوامل مختلفی دارد که می توان با بررسی آن ها به نتایج مطلوبی در جهت رفع آن رسید. با توجه به اینکه آموزش پژوه در مشاهدات خود و بررسی های انجام گرفته از دانش آموزان دارای ضعف در املا به این نتیجه رسید که یکی از دانش آموزان کلاس خود نیز دارای مشکل افت تحصیلی در درسی مثل املا است، لذا تصمیماتی اتخاذ شد تا بر اساس آن راهکارهایی انتخاب شود که با آن ها بتوان این مشکل را رفع کرد.
بیشتر این راهکارها بر لزوم توجه به دانش آموز ، استفاده از تشویق برای ایجاد روحیه ی مثبت در وی، لزوم آگاهی دهی به خانواده ی دانش آموز برای رفع مشکل در خارج از محیط آموزشی و راهکارهای درمانی دیگر متناسب با سن دانش آموز، متمرکز بودند. با توجه به شواهد به دست آمده از اجرای مراحل رفع مشکل افت تحصیلی و به دنبال آن عدم اعتماد به نفس و اضطراب شدید، راهکارهای انتخابی نتایجی مثبت به همراه داشت و توانست مشکل دانش آموز را تا حدودی رفع کند.
پژوهش پیش رو با هدف بررسی شیوه های آموزش و تقویت مهارت دانش آموز دیرآموز صورت گرفت کودکان دیر آموز گروهی از کودکان هستند دانش آموز دیرآموز کسی است که توانایی یادگیری مهارت های تحصیلی ضروری را دارد ولی میزان و عمق یادگیری وی نسبت به متوسط همسالانشان کمتراست. یکی از مشکلات بزرگی که معلّمان با آن مواجه هستند، نحوه ی تعامل با دانش آموزان دیرآموز است.
در این پژوهش با شناسایی دو نفر از دانش آموزان به عنوان دانش آموز دیرآموز، تلاش نمودم تا ضمن شناسایی عوامل موثر بر رفتارهای مثبت یادگیری در این دانش آموزان، بتوانم با تغییر روش تدریس و بهره گیری از بستر شاد همچنین با تعامل سازنده با اولیای ایشان گامی در جهت بهبود یادگیری مهارت خوانداری ایشان بردارم.
در پایان به این نتیجه رسیدم که با بهره گیری از تدریس و آموزش به شیوه شعرخوانی و همچنین آموزش اولیای این دانش آموز می توان گامهای مثبتی را در جهت کاهش مشکلات مهارت خوانداری دانش آموز دیرآموز برداشت.