آموزش و نحوه انجام آن از زمان های بسیار دور همواره مورد نظر نظریه پردازان و فلاسفه بوده و هست، به خصوص در دوران حاضر که علوم هرچه بیشتر به سمت تخصص و تجربه گام بر می دارند و از این رو انتقال یافته های جدید به نسلهای جدید بسیار حایز اهمیت است و از آنجایی که لزوم توجه به شیوه های آموزش بخصوص اینکه متناسب با نیاز های زمان و مکان باشد در همه نهادهای آموزشی و بویژه آموزش و پرورش مسئله ای است که توجه به آن از اهمیت چشمگیری برخوردار است.
لذا در این اقدام پژوهی که با هدف افزایش اعتماد به نفس دانش آموزان پایه سوم علوم انسانی که در نهایت منجر به بهبود وضعیت درسی آنها شد، توانستیم مشکل افت تحصیلی را در این دانش آموزان برطرف نماییم.
خودکشی تلاشی آگاهانه به منظور خاتمه دادن به زندگی شخص توسط خودش میباشد که ممکن است این تلاش به اقدام تبدیل گردد یا فقط به شکل احساسی در فرد بماند. افراد وقتی که در حالت معمول و همیشگی خود از لحاظ ذهنی نیستند افکار خودکشی را تجربه می کنند. این امر می تواند به دلیل بیماری هایی مانند افسردگی و یا به دلیل اتفاقات استرس زای زندگی باشد. به همین دلیل می توان گفت این افکار معمولا زودگذر و قابل درمان هستند. راه های فراوانی برای کنترل افکار خودکشی و جلوگیری از پیش آمدن حادثه ای غم انگیز وجود دارد.
چه عواملی خطر خودکشی را افزایش می دهند؟
بیماری هایی مانند افسردگی، اختلال دوقطبی، اسکیزوفرنیا، برخی اختلالات شخصیت، وابستگی به الکل یا مواد مخدر، یا داشتن درد زیاد به خاطر بیماری جسمی مانند سرطان و برخی عوامل دیگر ممکن است خطر خودکشی را افزایش دهند.
چرا افراد افکار خودکشی دارند؟
افرادی که در حالت عادی و همیشگی نیستند مثلا افراد افسرده و یا تحت تاثیر مواد، یا افرادی که احساس ناامیدی نسبت به تحمل و یا مشکلات زندگیشان دارند، ممکن است تمایل به خودکشی پیدا کنند.معمولا این احساسات و افکار قابل درمان هستند و یا با گذشت زمان تغییر می کنند.
افراد با افکار خودکشی اغلب فکر می کنند دیگران بدون آن ها راحت ترهستند. اما حقیقت این است که خودکشی باعث ایجاد احساس گناه در بازماندگان فردی که خودکشی کرده است می شود. افراد خانواده، دوستان و متخصصان سلامت روان از خود سوال می کنند که چه کار دیگری برای کمک به فردی که خودکشی کرده می توانستند انجام دهند و آرزو می کنند کاش فردی که خود را کشته است، احساساتش را با آنها در میان گذاشته بود.
» فهرست مطالب:
انتخابات پدیدهای اجتماعی و فرهنگی است که درنهایت بروندادی سیاسی دارد و یکی از عناصر اصلی تشکیلدهندۀ نظامهای مردمسالار و بخش جداییناپذیر دموکراسی به شمار میآید. آنچه سرانجامِ انتخابات را تعیین می کند تصمیم و رفتار رای دهندگان است و انگیزه ها و پیشران های مشارکت سیاسی و رفتار رأی دهی به زمینه های اقتصادی، روانی، سیاسی و اجتماعی مربوط می شود. عوامل مؤثر بر رفتارشناسی و انتخاب عقلایی رأی دهی مردم در آمریکا و نتیجه نهایی انتخابات به سه گروه عوامل ثابت، عوامل متغیر و وضعیت نامزدها در ایالت های پاندولی تقسیم شده اند.
در ادامه ضمن بررسی مبانی نظری تحقیق به تحلیل این دو عامل در انتخابات 2020 امریکا خواهیم پرداخت.
امنیت به مثابه مهمترین کارکرد یک دولت از مقوله های اساسی است که نیاز به آن در تمام ابعاد زندگی بشری به نحوی مؤثر احساس می شود و پیوندی ناگسستنی با جوهر هستی انسان دارد. امنیت همواره با موجودیت و عملکرد بهینه نظام های اجتماعی و سیاسی مرتبط است و به مثابه امر سیاسی و مرتبط با موضوعاتی چون حکومت، دولت و قدرت می تواند مطابق با انواع مختلف و متفاوت ارزش های سیاسی - اخلاقی ناظر بر انواع مختلف دولت ها و نظام های حکومتی مورد داوری و تحلیل و ارزیابی قرار گیرد. یکی از محور های برجسته اندیشة سیاسی امام خمینی(ره) جایگاه و اهمیت نظام سیاسی است که در مجموع می توان از آن با نام جایگاه نظام سیاسی تعبیر کرد.
امام خمینی(ره) با دو مفروض، نخست، حکومت تنها ضمانت اجرای احکام اسلام و دوم، تشکیل حکومت اسلامی واجب است، بیشترین اهمیت را به اصل و جایگاه نظام سیاسی داده است. نتایج نشان می دهد که تهدید های انسجام و امنیت نظام سیاسی به ترتیب اهمیت در درجة اول متوجه ایدة دولت، سپس متوجه نهادهای سیاسی و درمرتبة ،سوم متوجه پایگاه مادی دولت است .
امروزه یکی از مباحث مهم در جامعه شناسی سیاسی، دیاسپورا و نقش آن در راستای تقویت فرهنگ گرایی قومی در جوامع متکثر می باشد. جامعه دیاسپورا به عنوان یک کارگزار استراتژیک، پیشتاز حرکت ملی گرایانه و خالق جایگاه راهبردی برای خلق گفتمان های ملی است. ساختار فرصت ها و ظهور قومیت های مختلف در دیاسپورا به عنوان کارگزاران اصلی تعارض و ناسیونالیسم در خاورمیانه کنونی نقشی اساسی را ایفا می نماید. از سویی ناسیونالیسم در دیاسپورا صورت می گیرد و جوامع دیاسپورا تاثیر زیادی بر روی گفتمان و سیاست های سرزمینی می گذارند و بررسی آن در قالب نقش آفرینی اجتماعی حائز اهمیت است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش دیاسپورا و چندفرهنگ گرایی در ایران می باشد. جامعه ایرانی نیز همانند اکثر جوامع غیرغربی که شاهد تجربه مدرنیزاسیون برون زا و کارگزارانه از جانب دولت و به تقلید از الگوی غربی بوده اند، در تاریخ معاصر خود با چالش ها و بحران هایی از مجرای دو مسأله عمده مذکور دست به گریبان بوده است.
چنین پدیده ای، اتخاذ سیاستی نوین را برای مدیریت راهبردی تنوع فرهنگی - قومی ضروری می سازد؛ سیاستی که بر پایه آن، یکپارچگی و همبستگی ملی به شیوه ای درون جوش، ساختاری و پایدار، تأمین گردد. چنین رویکردی به جای طرد تنوع قومی - فرهنگی، بر پایه تحقق حقوق شهروندی و تعریف هویت ملی بر مبنای وحدت در عین کثرت، استوار است.